تبليغاتX
تاملات نا به هنگام
• منوی اصلی
• صفحه نخست
• پست الكترونيك
• آرشيو مطالب
• امكانات
• پرينت صفحه
• خانگي سازی
• اضافه به علاقه منديها
• آرشیو مطالب
• تیر 1388
• خرداد 1388
• اردیبهشت 1388
• فروردین 1388
• اسفند 1387
• بهمن 1387
• آرشيو
• جستجو
• پیوندها
• آمار وبلاگ
• افراد آنلاين:
• تعداد بازديدها:

پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 1:52
من نمی فهمم ...

 

 

پس هستم

 

. . .

ایمان پاک نهاد(مضراب) : |
بدون شرح! دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 20:46

جام جم: در يک حادثه عجيب و پس از تصادف خونين ميان يک دستگاه خودروي حامل پول بانک و يک خودروي سواري ، برخي مسافران اتوبوس به جاي کمک به مصدومان پول ها را سرقت کردند. سيدحسين توکلي ، بازپرس شعبه 5 دادسراي جنايي با اشاره به اين حادثه به «جام جم» گفت: چند روز پيش به دنبال برودت هوا و بارش برف ، يک خودروي حامل پول در نزديکي فيروزکوه با يک خودروي سواري پرايد تصادف کرد. در اين تصادف ، يک اتوبوس مسافربري که در حال عبور از جاده بود، با مشاهده اين وضعيت متوقف شد و مسافران براي کمک به مجروحان از اتوبوس پياده شدند.

 

سرقت پول هاي بانک

 

بازپرس جنايي در ادامه گفت: چند نفر از مسافران که قصد کمک به مجروحان خودروي حامل پول بانک را داشتند، با مشاهده پول هاي موجود که پس از تصادف در اتاقک خودرو پخش شده بود، به يکباره وظيفه انساني خود را فراموش کردند و با سرقت مقاديري از چک هاي مسافرتي متعلق به بانک بدون آن که به

مجروحان حادثه کمک کنند، بار ديگر سوار اتوبوس شدند و محل را ترک کردند.

 

شکايت و پيگيري

بازپرس توکلي افزود: به دنبال اين ماجرا، ماموران امدادي با حضور در محل ،امدادرساني به حادثه ديدگان را آغاز کردند و راننده خودروي پرايد بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد.

برادر جوان فوت شده پس از اين حادثه عنوان کرد: برادرم پس از تصادف و در آخرين لحظات عمرش در تماس تلفني گفت: ميان صندلي و فرمان خودرو گرفتار شده است و مسافران اتوبوس را مشاهده مي کند که براي کمک پياده شده اند، اما به جاي کمک به او سراغ خودروي بانک مي روند.

 

بازپرس شعبه 5 دادسراي جنايي افزود: به دليلي شکستگي دنده اين جوان و فرورفتن درريه وي ، اگر مسافران او را از ميان آهن پاره بيرون مي آوردند، به طور قطع نجات مي يافت ، اما افسوس که آنها با مشاهده پول هاي درون خودرو، وظيفه انساني شان را فراموش کرده و بدون هيچ مساعدتي محل را ترک

کرده اند.

توکلي بيان کرد: پس از سرقت پول ها و بررسي هاي بعدي معلوم شد 148 ميليون تومان از پول هاي درون خودرو به سرقت رفته است و افراد سارق در مرحله بعدي با چک هاي مسافرتي سرقت شده ، به خريد طلا، لوازم خانه و... اقدام کرده اند.

 

دستگيري يک متهم

 

بازپرس جنايي افزود: با آغاز تحقيقات دراين زمينه ماموران در مرحله بعدي يک نفر از مسافران سارق را به همراه 38 ميليون تومان از چک هاي مسافرتي دستگير کردند. متهم در تحقيقات گفت: وقتي صحنه تصادف را

مشاهده کرديم ، ابتدا قصد کمک به مصدومان را داشتيم و ما بوضوح فريادهاي کمک خواهي راننده خودروي پرايد را مي شنيديم ، اما با مشاهده چک هاي مسافرتي درون خودرو، هرکدام از ما که از اتوبوس پياده شده بوديم ، سعي مي کرديم پول بيشتري برداريم. بازپرس جنايي تصريح کرد: با ثبت اين اظهارات پرونده متهم به دادسراي دماوند ارسال شده و يک تيم ويژه از ماموران تحقيقات گسترده خود را براي دستگيري مسافران سارق آغاز کرده اند.

 

به کجا مي رويم

 

فخرالدين جعفرزاده ، معاون دادستان و سرپرست دادسراي جنايي نيز با اشاره به اين حادثه تلخ مي گويد: از ديرباز ما ايرانيان به فرهنگ انساني خود افتخار مي کنيم و چه بسا آموزه هاي عقيدتي و ديني ، وظايف انساني را بالاتر از هر وظيفه ديگري براي ما تعريف کرده است ، اما متاسفانه اين افراد بدون توجه به وظيفه انساني خود براحتي پا روي وجدان خود گذاشته و در اين حادثه به جاي کمک و مساعدت به همنوعاني که

در يک قدمي مرگ قرار گرفته اند، تنها به خود و پول فکر مي کنند. مسافراني که آن روز به جاي کمک به جوان مجروح و گرفتار در پشت فرمان خودرو که با هزاران اميد و آرزو، اکنون در زير خروارها خاک رفته است ، تنها در انديشه غارت پول هاي خودروي حامل پول بودند و فراموش نکنيم وجدان همين آدم ها روزي آنها را به محاکمه خواهد کشيد.

 

پی نوشت: هیچ توضیحی برای این خبر ندارم. آیا بی اخلاقی این افراد ناشی از فقره یا اخلاق گرایی ایرانی ها فقط یک شعاره؟ و آیا اصلا این گونه سوال ها برای ایرانی ها جواب دارد  یا باید پشت همین اخلاق کذایی پنهان شود؟

ایمان پاک نهاد(مضراب) : |
شنبه بیست و دوم دی 1386 21:27
«سرکوب سیاسی چقدر در شکل گیری و تداوم یک جنبش اجتماعی موثر است؟»

این سوالی بود که چند وقت پیش در یک گفت و گو برای سایت عرصه ی سوم از فاطمه صادقی پرسیدم.

او سرکوب را مهم ترین عامل دانست. اما فارغ از این ها مگر سرکوب سیاسی در یک کشور در چیز دیگری موثر نیست. به شرایط سرکوب در ایران فکر می کنم و به این که دست کم در تاریخ معاصر ایران و با توجه به نوع و شیوه اداره ی حکومتی و نظام سیاسی زیر یک عنوان (مثل جمهوری اسلامی) چنین سرکوب سیاسی از سوی دولت نهم بی سابقه بوده. رضا خان میر پنج هیچ موقع نگفته بود که من مدافع آزادی های فردی و اجتماعی ام. اما رییس جمهور ما هر روز ایران را آزاد ترین کشور دنیا می داند. از یک سو استفاده از واژه ی لیبرالیسم را ممنوع اعلام می کندو از سوی دیگر در کلام به آزادی های فردی مردم و مالکیت خصوصی احترام ویژه ای قایل است. شاید احمدی نزاد نمی دانست روزی به قدرت سیاسی ای چنین دست یابد که امروز دچار تناقض شخصیتی شده. او کاملا پارادوکسیکال است.

اما حالا فقط باید تحمل کرد. نباید گفت که ای کاش این چنین می شد و ... و با توجه به روحیات این ملت باید تحمل کرد. با خفقان حاکم کاری جز تحمل نمی توان کرد. افراد دندان گیری هم در انتخابات ثبت نام نکرده اند. حتی اگر صلاحیت این افراد تایید هم شود آیا  امیدی به آن ها هست؟

حالا که دارم این ها را می نویسم سوالی بزرگ ذهنم را مشغول کرده: «آیا سرکوب سیاسی از سوی حکومت در شخصیت افراد در جامعه (مثلا خودم؟) تاثیر می گذارد؟ آیا مردم دچار پارادوکس نشده اند؟

 

پی نوشت: چند سالی می شه که به آینده فکر نمی کنم.

ایمان پاک نهاد(مضراب) : |
یکشنبه شانزدهم دی 1386 23:44
همه جای تهران برف بود امروز. صبح امروز حدود سه چهار کیلومتری زیر برف پیاده رفتم. وقتی برف زیادی میاد دوست دارم از جاهایی برم که هیچ کس پاشو اون جا نذاشته. تا من یه نفر دیگه رو ترغیب کنم تا ز جا پای من عبور کنه. هیچ موقع زیر برف احساس سردی نمی کنم.( توضیح: من بسیار آدم سرمایی ای هستم.) ولی قبل و بعد برف همیشه سردم میشه.

پاکی آورده ای ای امید سپید

همه آلودگی است این ایام

ایمان پاک نهاد(مضراب) : |
انگار ... سه شنبه یازدهم دی 1386 19:10
انگار تو سرم کولر روشن کردن*

 

گیج گیج ام. آخه مگه می شه؟ از شب های خیلی تاریک خوشم می آد. شب هایی که ماه رو نمی بینم. آخه ماه من یه چیز دیگه است.

تاریک. روشن. برف. پاهای یخ زده. برف. هتل کلیفرنیا. گزارش نیروی انتظامی. عیسی سحرخیز. سرم درد می کنه. دماوند. کتاب های نخریده ی درسی. چشم های آبی. رویا تیموریان. مترو. اتوبوس های چپ در. پست مطلب جدید. دیوانه ام؟ . کانون رنان ایرانی. انتخابات. تبرج. ربان فارسی. درخت و آب روان. اسرار. آمور می. صدای سه بعدی. عرصه ی سوم. وزارت اطلاعات. قتل. شومینه. تورج. ملکوتی. سمپاد. رنگ آبی. زن. مادر. روزنامه. فرم صفحه بندی. نگرانند. قانون ها. فوتبال. یک چهارم آگهی. س ک س. حقوق. فروغ فرخزاد. سیزده دی. خوشنویسی. تاملات نا به هنگام. افسانه رثایی. ترسم که بوی نسترن مست است و هشیارش کند. استاد. اعدام. صدای ممتد و آزاردهنده ی تلفن داخلی. طلاق. هشدار. صدای صفحه کلید کامپیوتر. سکوت را دوست دارم. یک اس ام اس. هفت و ده دقیقه. انگار هیچ خبری نیست. چرا همه چی یه جوریه؟ . استاد. نقطه نقطه نقطه

* بخشی از شعر زنده یاد حسین پناهی

ایمان پاک نهاد(مضراب) : |
من این را دیده ام بارها... سه شنبه چهارم دی 1386 15:22

 

 

 عکس های برف تبریز

 

 

 

 

روزهايش را دوست نداشتم. هميشه سردم مي شد. زمستان هاي تبريز را مي گويم. روزهايي كه هيچ تاكسي اي حاضر نمي شد تو را به دانشگاه برساند تا از كلاست عقب نيفتي و مهر غايب بر صفحه ي حضور و غياب، جلوي اسم تو نخورد. دانشگاهي كه دوست نمي داشتمش.

 

از شب هاي برفي تبريز اما لذت مي بردم. شب هايي كه دوست نداشتم هيچ تاكسي اي برايم بوق بزند و به خانه برساندم. شب هايي كه راه مي رفتم و راه مي رفتم و راه مي رفتم. از خيابان هاي فرعي مي رفتم پياده تا دير به خانه برسم. خانه اي كه با زندگي شروع شد و به مرگ خاتمه پيدا كرد. يادش به خير هم خانه اي ام. در برفي ترين شب ها، خيابان هاي نفرين شده ي تبريز را پياده گز مي كرديم. بي هيچ مقصدي. نوك انگشت پا هايمان يخ مي زد لاي آن برف هاي دوست داشتني در شب.

 

مي خنديد و زير لب مي گفت :

             “ – اين جور وقت ها ست

                    كه مرگ

                               از وظيفه بي حاصلش

                                                               ملال

احساس مي كند ! ” *

 

شب هاي تبريز را من اما دوست مي داشتم. روزهايش را نه. «روزهاي سخت بيماري» ...

 

*شعري از شاملو

 

پی نوشت: دو نوشته پیش تر اشتباه بود! اصل شعر از زنده یاد حمید کبریایی است. اینو یکی می گفت که این روزا خبری ازش نیست.

 اصل شعر: هزاران هزار دانه ی انار طول می کشد

                                                    یلدا ثانیه های بی تو!

ایمان پاک نهاد(مضراب) : |